یادداشت محمدرضا گلزار در مجله رویش:
من تا به حال کوشیده ام بر پرده سینما دل شما را شاد کنم و ذهن و روحتان را به هیجان بیاورم حالا خوشحالم که چنین مسئولیتی را در مسیری تازه در صفحات نشریه رویش به عهده گرفته ام رابطه پیشین من با مطبوعات، آمیزه ای از عشق و نفرت بوده و بیش از هر چیز، اخبار نادرست آنها درباره زندگی خصوصی و کارنامه حرفه ای ام، روح مرا آزرده ساخته و می دانم این مشکل باقی دوستان هنرمندم و همچنین شما مخاطبان علاقمند و پیگیر هنر این سرزمین نیز هست که همواره در پی خواندن و دانستن اخباری موثق درباره ی ستاره های سرزمینتان بوده اید به همین دلیل مسئولیت صفحاتی از نشریه رویش را در دوره ی جدید تولدش پذیرفتم تا این فضای خالی و پر ابهام را به کمک دوستانم پوشش دهم در این صفحات که ویژه ستارگان آسمان هنر ما خواهد بود، اخباری درباره هنرمندان محبوبتان خواهید خواند که صحت آن از سوی ایشان تایید شده است اخباری صحیح و درست که در آن نشانی از کذب و دروغ و تفرقه افکنی نخواهد بود تمام این ها به لطف پروردگار، در فضایی پر از شور و شوق و سلامت اتفاق خواهد افتاد، با امید به آینده حتما میدانید که در شرایط امروز، چقدر نیازمند چنین فضا و حال و هوایی هستیم امیدورام این صفحات به فضایی امن و پاکیزه برای ستارگان هنرمند ایران و شما مخاطبان مشتاق تبدیل شود پس قدم شما و دوستان هنرمندم به روی چشم.
ساعت به وقت دلمان چند است؟
در این برهوت بدگمانی که برای خود ساخته ایم آنقدر غرق شده ایم که منطقمان پر باشد از هذیان و جسممان خسته سرمان شلوغ است فرصت شنیدن از روح را نداریم کوله پشتی هایمان پر است پر از نصیحت مشتی نصیحت بارمان کردند و ما رها در این بیغوله دنیا بی آنکه در کوله پشتی هایمان را باز کنیم و نگاهی به ان همه نصیحت بیندازیم و دلمان بلرزد برای تجربه کردنشان به ما چه که دیگران چه گفتند عادت کردیم با روح غریبه باشیم به ما چه که از تجربه ها باید اموخت عادت کردیم راحت بگذریم اگر ما نگذریم چه کسی در مرداب امیال دنیوی غرق شود؟ به ما چه که بزرگان با اینکه نبودند ماندگار ماندند! عادت کردیم به راحتی تهمت بزنیم و حسادت کنیم تا هم به خود بخندیم هم به نصیحت ها! عادت کردیم که با دیدن شادی و پیشرفت هم نوعمان زجر بکشیم و از تلاش ها بگذریم و حسادت و تهمت ها را به پیشرفت هم نوعمان وصله دهیم حسادت..حسادت..جاده ای است که اگر پا در ان بگذاریم به ناکجا اباد میریم بیشتر از همه خودمان خرد میشویم ..میمانیم و انسانیت از ما فرسنگ ها جدا می مانیم پر از تهی بیایید چشم دیدن شادی های هم را داشته باشیم این روز ها مد شده که فقط حرف بزنیم همه طرفدار حرفهای قشنگ هستند حرفها بیشتر جذبمان میکند تا عمل ها عادت کردیم سکوت نکنیم و با روح درونیمان یک فنجان چای نخوریم طبیعت دل ادمی را می شناسد اگر دست اشنایی به طبیعت دادیم دیگر توهم دلمان را خوش نمی کند..کویر را قصر نمی بینیم..سراب خود را دریا جا نمیزند..شادی اشک اور نمی شود و اشک ها گولمان نمیزنند و در خانه دلمان را که بزنیم خوش تیپی باطنی مان هم به اندازه پوشش و امیال ظاهری مان مهم میشود بپرسیم ساعت به وقت دلمان چند است؟ پاسخ که بگیریم باورمان میشود فرصتی برای حسادت نیست گذشت عقربه ها به مغزمان خواهد کوبید که زمانی شاد میشویم که شادی همنوعمان را لمس کنیم ساعت به وقت دلمان چند است ؟حسادت ممنوع!
عصر،عصر عربده کشی واژه ها است. با عمل چه کار؟!عجب شغلی است دلالی واژه ها نیازی هم به استعداد ندارد یک جین واژه پر از رنگ و لعاب کارت را راه می اندازد هیچ واژه ای انحصـاری نیست سندی به نام نمی خورد تو مالک تمام واژه هایی بیچاره دل آدمی! انگار کسی حافظه ی تاریخی ندارد جان هایی هم که از این موهبت هدیه ای بردند،دور جرات استفاده اش را خط کشیدند می گویند پیشکسوت،تکرار نشدنی است و یادشان می رود بی تکرار ها کجا هستند و با کدامین تخت بیمارستان انس گرفته اند میدانند خانه شان اجاره ای است پس چیزی نمی پرسند کوله پشتی شهرت سنگین است با گذشت عقربه ها سنگینی شهرت با وجود هنرمنـد وصله می خورد ناخواسته می آیند و کوله پشتی را می برند فقط بدین خاطر که جنس پیری را به رخ می کشد چه بی رحم است پرده ی نقره ای هنرمند می ماند و جای خالی کوله پشتی که پر از سنگینی است امان از این سنگینی، بوی فراموشی می دهد هنرمند مدت ها است در کلوز آپ تنهایی اش باقی مانده و ما بردگان واژه ها از دست های سردشان بی خبر به فکر کوله پشتی خود هستیم بی آنکه بدانیم سوپراستار ها هم پیشکسوت می شوند برده ی واژه ها نباشیم جنایت ها می کند این تنهایی با عمل یادشان کنیم.
آدم هاى نازنین تماشاگران سینما معمولا فیلم ها را با ما مى شناسند اصلا براى خیلى از آنها سینما یعنى هنرپیشه گاهى تصور عام این شکلى است که این هنرپیشه ها هستند که قصه را مى سازند،این جمله ها را مى گویند و این کارهاى عجیب و گاه خطرناک را انجام مى دهند تماشاگر سینما چیزى از جنبه هاى فنى و تکنیکى فیلم سازى نمى داند و شاید هم اصلا دلیلى ندارد که بداند شاید بخش مهمى از دلیل لذت بردن آن ها از فیلم ها این است که خبر ندارند چیزى را که روى پرده مى بینند،ساختگىیست ، دروغ است ، حقه و شعبده و تکنیک است آن ها قصه ها را باور مى کنند،چون بازیگرها و نقش ها را باور مى کنند با آن ها مى خندند،گریه مى کنند، عصبانى مى شوند و حتى ممکن است صندلى سینماها را پاره کنند!این بخش مهمى از ذات سینما و لذت و جذابیت آن است…ولى این قصه یک ور دیگر هم دارد؛سینما یک کار گروهى است که برخلاف هنرهایى مثل نقاشى و خط و مجسمه سازى و موسیقى نمى شود به تنهایى و در خلوت انجامش داد به همین دلیل هم هست که به آن مى گویند:«هنر-صنعت»، سینما هم مثل هر صنعت دیگرى گروهى آدم فنى و تکنسین دارد که بدون آن ها حتى یک ثانیه از کار هم درست پیش نمى رود حتى اگر تماشاگرهاى سینما بازیگرها را این قدر دوست دارند،به خاطر کار همین هاست به خاطر زحمت هاى شبانه روزى آن ها که همه سعىیشان را مى کنند که خودشان دیده نشوند،ولى هنرپیشه به بهترین شکل ممکن دیده شود براى همین است که اگر یکى از این ها حتى گوشه ى انگشت دستش وارد کادر دوربین شود،آن صحنه و پلان را تکرار مى کنند!چون آن ها قرار است همه سعى شان این باشد که هنرپیشه را به مردم نشان بدهند و خودشان پنهان بمانند با این توصیف هایى که گفتم حتما به این نتیجه رسیده اید که ما بازیگرها تا چه حد مدیون این افراد پشت صحنه هستیم و آن ها چقدر در خوب بودن ما و خوب دیده شدن ما کمک مى کنند،از کسى که بهترین گریم را روى صورت ما انجام میدهد،تا آن هایى که نورها را روى چهره ما تنظیم مى کنند،میکروفون را در بهترین جاى ممکن مى گذارند تا صداى ما بهتر و بیشتر شنیده شود و لباس هایى تن ما مى کنند که بیشتر به چشم بیاییم…همه این ها را نوشتم که بگویم ماها همه بازیگرهاى سینما و تلویزیون به این آدم ها مدیون هستیم و باید هر جور شده،دین خودمان را به آن ها ادا کنیم وقتى مردم براى ما هورا مى کشند و شلوغ میکنند،امضا مى خواهند و عکس یادگارى مى گیرند و از آن مهم تر،پول میدهند تا ما و قصه ما را روى پرده ببینند ، باید یادمان باشد که این ها همه نتیجه محصول کار آن افراد و گروه پشت صحنه است کسانى که شاید دستمزد کل عمرشان هم به اندازه یک فیلم بازیگرهاى معروف نباشد و وضعیت زندگى شان ربطى به زرق و برق دنیاى بازیگرى ندارد دوست دارم حالا که فرصتى پیش آمده و قرار است در مجله اى همکارى کنیم و در کنارتان باشیم،بیشتر درباره این آدم هاى دوست داشتنى و زحمتکش و هنرمند بگویم و بیشتر به فکرشان باشیم.
حرف هایی با خدای کودکی
کودکی تک تک ما٬از لحظه های شیرین عید پر است و هیچ روزی توان ندارد با اول فروردین شمسی٬هماوردی در زیبایی و نیکی داشته باشد خدا با بهار٬خودش را به شفاف ترین شکل ممکن نشانمان می دهد و بهانه خوشحالی بی دریغ روزهای بهار همین است حس می کنیم راه مسدود تنفس دوباره باز شده و شاخه های خشکیده به معجزه خاک دوباره جان گرفته اند رنگ مورد علاقه خدا به سر شاخه همه درختان کشیده می شود و دست قدرتمند طبیعت٬هماهنگی جذاب کوه ها و صحراها را رهبری می کند به رسم معهود ایرانیان٬ کینه رنگ می بازد و همراه فصل نو٬نگاه نو و سلام نو شکل می گیرد در یک آن همه چیز از حرکت می ایستد لحظه ای تاریخی فرا می رسد همه ایرانیان در نقطه نقطه خاک دنیا٬ به شکوهی وصف ناشدنی٬ در کنار سفره ای می نشینند که آیه های خدا در آن پر است همه از خداوند سلامتی می خواهند٬جاودانگی می خواهند و کامرانی طلب می کنند آن هم نه فقط برای خود٬ که برای تک تک همنوعان٬همکیشان و هم وطنانشان مردمی که عاشقانه دوست می دارمشان از همیشه خندان تر و خوشروتر می شوند و مجال می یابند زیبایی های ایران را از نزدیک به تماشا بنشینند آرامش که تحفه ابرها و بادهاست٬ می آید که تلخی نگرانی ها و اضطراب ها را بشوید مادرها در کنار پدرها٬ کودکان در کنار هم و همه زیر سایه کهنسالان از هوای خوش بهار استشمام می کنند و شهر٬دیگر گونه دوست داشتی می شود آرامش٬مسیر خانه ها را به هم نزدیک می کند٬لحن هارا ملایم تر می کند٬وقت بیشتری دست می دهد تا به آسمان نگاه کنیم و زمان برای ستاره شمردن کم نمی آید به یاد می آوریم خدا به ما توان داده تا مهر٬ مبنای ارتباطمان باشد و بی دریغ همدیگر را دوست بداریم سپاس بگوییم که قدرت زندگیمان بخشیده و نعمت دستگیری از ضعیفانمان داده خدا همان خدایی است که کودکی ما را از شیرینی یکرنگی پر کرد و مرض بی دوای دو رویی را از ما دور کرد لحظه ای که دیگران نقاب به چهره می زنند٬ خوشا آزادگی و یکرویی٬چه موهبتی بزرگ تر از اینکه در مقابل یکرنگی مردمی که تورا دوست می دارند٬ چونان آنان باشی و در مهر٬ خود را همراه و هم مسیر آنان بدانی؟خدایا!همه را چنین آزاده بدار و بر آنان که چنین نیستند٬ طعم خوشش را بچشان.
کاری بکنیم ، پیش از آنکه تمام شوند
با وجودی که حسرت ابدی قرار گرفتن در کنار خسرو شکیبایی عزیز در قاب سینما برای همیشه همراه من خواهد بود، ولی نمیدانم چرا احساس می کنم مرثیه گفتن موقع مواجهه با این غم بزرگ چاره کار نیست هر کدام از بزرگان بازیگری این سینما که از دست می روند،جای خالی و خلاء عظیمشان را با تمام وجود درک می کنیم و میدانیم که اینها ستارگانی پر فروغ و بی جانشین بودند که در فقدانشان آسمان هنر بازیگری ایران حتما کم نور خواهد شد شکیبایی فقید جزء بزرگان یک نسل طلایی بود که هنر والا و عشق و شور و شوق وصف ناپذیرش را می توانیم در تک تک نماهایی که به یادگار گذاشته است ببینیم و برای همیشه تحسین کنیم و غبطه بخوریم این روزها حجم و تنوع نوشته های اهالی سینما در سوگ خسرو شکیبایی آنقدر زیاد بوده که احساس می کنم دیگر نمیشود چیز چندانی به آن اضافه کرد یا لااقل این کار از عهده من خارج است بهانه نوشتن این چند خط، احترام به هنرمندی بزرگترهای این حرفه و یاد آوری این نکته است که خیلی از این استادان هنوز در قید حیات اند و ما هنوز در کنارشان هستیم و می توانیم از حضور و وجودشان سیراب شویم می توانیم شاگردی کنیم و اگر در کنار شاگردی امکان و فرصتی فراهم شد، باید به کمک بعضی هایشان بشتابیم کسانی که هنوز هستند و گاهی فکر می کنیم انگار خدایی نکرده منتظریم تا خبر مرگشان را از طریق تلفن یا اس ام اس دریافت کنیم تا یادمان بیاید تا همین چند ساعت قبل پیش ما بودند و به یادشان نبودیم انگار تا مرگ به سراغشان نیاید چیز دیگری نداریم که درباره آنها بگوییم و کار چندانی در قبال بزرگی و استادیشان از عهده ما کوچکتر ها و شاگردها و مسئولان و متولیان سینما بر نمی امده است همه ما خبر داریم که بعضی از همکارانمان در چه حال و روزی زندگی می کنند و در چه شرایطی زنده اند، اما هر کدام از ما و شما که فرصت و امکانی برای یاری و توجه و دستگیری داشتیم در آن لحظه چقدر به این موضوع توجه کرده ایم؟ خسرو شکیبایی هنرمند شاخصی بود که هنرش در زمان حیاتش قدر دید و تحسین شد منظورم از این حرف ها، نگاه و توجه به آن دسته از همکاران و سینماگرانی است که همین لحظه نیاز به همیاری ما دارند تا بیشتر و بهتر زندگی کنند مردم هنر دوست و هنرمندان و دوستان خسرو شکیبایی در زمان مرگش و در مراسم تشییع و تدفین این عزیز سنگ تمام گذاشتند تا معلوم شود قدر او را می دانستیم، ولی برای خیلی از زنده ها هنوز میشود خیلی کارها کرد که بعدها در نبودشان بتوانیم سرمان را بالا بگیریم و بگوییم هنرشان را در زمان حیات هم شناختیم و گره ای از کارشان باز کرده ایم خبرها و تصاویر حضور انبوه مردم و هنرمندان در خانه داغدیده خسرو شکیبایی حتما باعث تسلای خاطر بازماندگان است، اما آیا خبر داریم خانه هایی هم هست که هنرمندان دیگری اکنون در آن زندگی می کنند که قطعا حضور در آن خانه ها می تواند به همین اندازه نشان دهنده هنر دوستی ما و علاقه محبت میان همکاران و دوستان سینمایی باشد جای افسوس است اگر چند وقت بعد ناچار باشیم برای تسلیت به آن خانه ها برویم و در سوگ آن عزیزان شمعی روشن کنیم یا به هم خبر بدهیم که جلوی خانه شان شام غریبان بگیرند و در مراسم ختمشان سنگ تمام بگذاریم حالا که داغدار درگذشت عزیزی هستیم، خوب است به فکر بیفتیم و قبل از رسیدن خبر تلخ بعدی کاری کنیم که حتما تاثیرش از حضورمان در تدفین آنها بیشتر خواهد بود آنها را دریابیم که امروز به حضور ما نیاز دارند و فردا و فرداها برای آنها دیر شده باشد به همین خاطر دلم می خواهد حالا که به بهانه نوشتن از خسرو شکیبایی گرانقدر فرصتی پیش آمده،نام و یادی هم از این بزرگان بکنیم و با یک برنامه ریزی درست و همیاری به موقع نگذاریم در زمان حیاتشان تنها و گرفتار بمانند اهالی سینما مثل افراد یک خانواده از مشکلات و مسائل هم خبر دارند و می شود به سادگی فهرستی تهیه کرد و طرحی ریخت تا این مشکلات حتی به قدر ذره ای کمتر شود پیشنهاد می کنم حالا که این قرعه شوم و تلخ به نام خسرو شکیبایی افتاده،نام و یاد و خاطره دوست داشتنی او را بهانه چنین کارهایی بکنیم و بنیادی به نام و یادش برای اهالی سینما و تئاتر و تلویزیون تشکیل بدهیم و کاری کنیم تا خیلی از آنها به بخشی از حقوق طبیعی و در خور لیاقت و هنرشان برسند شاید این موضوع بتواند تلخی غم فقدان شکیبایی را ذره ای کمتر از اینکه هست کند این روزها برای سینمایی ها همه اش با یاد خسرو شکیبایی گذشت اگر چنین طرحی به اجرا در آید،نام او هم برای همیشه فقط یادآور درد و غم از دست دادن ها نخواهد بود شاید در این صورت باشد که این چند سطر هم پیش از اینکه به مرثیه خوانی بگذرد و تمام بشود، فرصت و امکان شروعی برای همت های بلند کسانی بشود که امروز در موقعیت حرفه ای مناسبی هستند و می توانیم در کنار هم طرح همیاری اهالی سینما را با یاد و نام همیشگی خسرو شکیبایی برپا کنیم
عمو خسرو عزیز ما بود
قسمت نشد در یک کادر کنار هم باشیم همیشه آرزو داشتم با عمو خسرو یک کار مشترک داشته باشم اما این اتفاق هرگز نیفتاد می دانستم و می دانم که دیگر سینمای ایران بازیگری مثل او را به خود نخواهد دید در چند دیداری که با او داشتم ، احساساتم را مثل یک بچه به او ابراز کردم چون دوست داشتنی و عاشق بود عاشق سینما و حالا که ناباورانه از پیش ما رفته طبق معمول غصه می خوریم و برایش مراسم برگزار می کنیم می توانستیم چند سال پیش ، این کارها را برایش انجام دهیم اما…اما افسوس که ما همیشه،همین جوریم…خسرو هم رفت…عمو خسرو عزیز ما بود…برایش دعا می کنیم.
راهکارهایى براى اجرا شدن یک طرح
خدا را شکر که سایه ى سنگین و بلند بالاى نام و یاد خسرو شکیبایى فقید تا همیشه بر سر این سینما پایدار خواهد ماند چند خطى که به بهانه درگذشت این بازیگر بزرگ نوشتم و غم رفتنش را بهانه یادآورى از بازماندگان و زندگان هنر بازیگرى کردم،بازتاب هاى مثبت زیادى داشت و همین واکنش ها بهانه جدىترى براى رسیدن به طرح هاى اجرایى و عملى شدن موضوعى است که در آن یادداشت آرزویش را مطرح کردم دوستان مطبوعاتى در روزنامه اعتماد بعد از انتشار آن یادداشت خبر دادند که انگار آن حرف ها به گوش متولیان و مسؤولان سینما هم رسیده و آنها هم از این گونه طرح ها و پیشنهادها استقبال مى کنند پس حالا که اهالى سینما در کنار مدیران و مسؤولان رده بالا قرار گرفته اند و درباره ى موضوعى هم عقیده و هم نظر شده اند،فرصت کمیابى در اختیارمان قرار گرفته تا بتوانیم درباره این موضوع مهم و اساسى به شکل جدىترى فکر کنیم و قدم برداریم شاید ضربه سنگین از دست دادن بزرگ و عزیزى مثل خسرو شکیبایى دیگران را هم به این نتیجه رسانده که کارى کنند تا بار این غم کمى سبک تر شود و بعد از این کمتر منتظر بنشینیم تا خبرهاى تلخ مشابهى همه مان را از بى خبرى ها و روزمرگى هایى که دچارش هستیم بیرون بیاورد اگر بخواهیم دیگر در چنین موقعیت ناگوار و دردناکى قرار نگیریم،باید چاره جویى را از همین حالا شروع کنیم و دست روى دست نگذاریم هنوز تا داغ فقدان عزیزى در وجودمان هست و خبر و حواشى آن در رسانه ها منعکس مى شود،فرصت و موقعیتى براى اجرایى کردن حرف ها و ایده ها وجود دارد و تجربه نشان داده که گذشت زمان مى تواند فرصت هاى بزرگى را از ما بگیرد بیاییم این بار زمان را از دست ندهیم و فرصت شناس باشیم،چون تصور مى کنم بازتاب هاى آن پیشنهاد کلى و خبرهایش خیلى مغتنم است واکنش هاى مسؤولان و همکاران سینمایى باعث شد به فکر طرح و ایده ایى بیفتم که مدتى بود ذهنم را مشغول کرده بود و انگار دنبال موقعیت مناسبى براى مطرح کردن آن مى گشتم افسوس و صد افسوس که این امکان با مرگ یکى از بهترین هاى سینما پیش آمد ایده ایى که البته پیش از این در ذهن چند تهیه کننده خوب سینما هم جریان یافته بود طرح کلى و اصلى این است که کارى کنیم اهالى سینما از هر رشته و حرفه و صنفى در کارى که انجام مى دهند به حق و حقوق واقعى تر و مطلوب ترى برسند وقتى مردم عزیز و علاقمندان و سینما دوستان کشورمان به هر دلیل به فیلمى که ساخته شده توجه نشان مى دهند و با تماشاى آن فیلم و صف بستن جلوى گیشه هاى سینما آن فیلم را از بقیه تولیدات سال متمایز مى کنند،باید بخشى از محصول و درآمد آن فیلم خاص به همه عواملى که در به ثمر رساندنش نقش داشته اند،تعلق بگیرد دستمزدهاى اولیه و مشخص عوامل هر فیلم به کنار، باید در مورد فروش هاى ویژه و سودهاى حاصل از اکران فیلم هایى که در رده هاى بالاى جدول فروش هستند،سهم ویژه ایى به دست اندرکاران آن تعلق بگیرد تهیه کنندگان و سرمایه گذاران هر فیلم مى توانند به همه کسانى که در ساخت و تولید فیلم نقشى بر عهده داشتند،به عنوان شریک هایى هر چند کوچک نگاه کنند که در صورت سوددهى محصول،به درصدى محدود و مشخص از سود فیلم دست پیدا کنند منظورم البته فقط افراد اصلى گروه تولید نیستند امیدوارم این طرح شامل تمام افرادى که نقش هایى،هر چند ظاهرا کوچک در ساخت یک فیلم دارند،بشود به گونه ایى که تک تک عوامل تولید یک فیلم را دربرگیرد این طرح کلى براى عملى شدن و رسیدن به نتیجه،نیاز به کار کارشناسى و تحلیل اقتصادى درست و متناسب با زمان و شرایط تولید دارد در شکل کلى و بدون عدد و رقم مشخص ، پیشنهادم این است که در قراردادهایى که با عوامل فیلم ها امضا مى شود،بند و ماده ایى اضافه شود که در صورتى که فروش فیلم از رقم تعیین شده بیشتر شد،درصد مشخصى به این دستمزدهاى اولیه اضافه شود و تهیه کننده و پخش کننده فیلم ها هم خودشان را متعهد به پرداخت این رقم ها بدانند و به آن به چشم قسط آخر دستمزدها نگاه نکنند،دوستان و همکاران خبره و کارشناس سینما در بخش هاى اقتصادى مى توانند این موضوع را بررسى کنند و جزئیات اجرایى و رقم هاى معقول و متناسبى براى عملى کردن طرح به این پیشنهاد اضافه کنند شخصا در مورد این طرح آماده هر گونه همکارى و مشورت با اهالى سینما هستم و امیدوارم دوستان فعال در بخش هاى رسانه ایى و مطبوعاتى هم در این زمینه قدم جلو بگذارند و با پیگیرى و انتشار اخبار و گزارش هایى در این مورد کارى کنند که بشود هر چه سریع تر به این موضوع جامه عمل پوشاند و به قراردادهاى سینما اضافه اش کرد به نظر من اما این طرح وقتى قابلیت اجرایى شدن خواهد داشت که از سوى هر نهاد و سازمانى که قابلیت و امکان قانون گذارى دارد،به صورت یک قانون دربیاید و براى سازندگان فیلم ها لازم الاجرا شود بیاییم تا بار دیگر داغدار همکار و هنرمند دیگرى نشده ایم و فراموشى و روزمرگى و گرفتارى روى این موضوع سایه نینداخته،به یارى هم به نتیجه و ثمر نزدیکش کنیم گمان نمى کنم کارشناسى درباره ى فروش سودآور هر فیلم در حال حاضر کار سختى باشد و از طرف دیگر رسیدن به رقم معقولى براى اضافه کردن به دستمزد عوامل تولید یک فیلم پرفروش هم همین طور مطمئن هستم که در این صورت،همه با عشق و علاقه و کوششى بیشتر از قبل سراغ کارها مى روند و هر کس به سهم خودش تلاش مى کند فیلم به شکلى به نمایش عمومى برسد که فروش آن بتواند رقمى را به دستمزد اولیه ى آنها اضافه کند اگر به سینمایى پویا و تماشاگرپسند فکر مى کنیم،باید چنین فرصت هایى را از دست ندهیم و چنین موضوع هایى را با جدیت و تلاش پیگیرى کنیم بى شک متولیان و مسؤولان سینمایى هم از اجرایى شدن چنین طرحى که نتیجه اش گشایشى هر چند کوچک در اوضاع اقتصادى و معیشتى دست اندرکاران سینماى ایران خواهد بود،نگاه مثبت و موافقى دارند و به سهم خودشان براى رسیدن به نتیجه مورد نظر اقدام خواهند کرد پس به امید رسیدن به این موقعیت و چشم انتظار طرح هایى مشابه این مى مانیم تا سینماى ایران هر روز بهتر و بیشتر به طرف حرفه ایى شدن و توجه به وضعیت اقتصادى نیروهاى عاشق و کم توقع خود حرکت کند.
جناب آقای اصغر فرهادی و گروه سازنده ى فیلم درباره ى الی
خبر حضور موفق فیلم شما در جشنواره جهانی معتبر برلین و کسب جایزه بهترین کارگردانی این جشنواره از سوی هیئت داوران برای تک تک اهالى سینما مایه مسرت و افتخار است به سهم خودم این موفقیت بزرگ را به اصغر فرهادی فیلمساز خوب سینمای ایران،گروه سازنده فیلم،تمامی سینماگران کشورم،مسئولان فرهنگی این سینما و سینما دوستان ایرانی تبریک میگویم جا دارد به سهم خودم از توجه ویژه رئیس جمهور محترم که با تصمیم گیری به موقعشان باعث اکران فیلم و متعاقب آن کسب چنین افتخاری برای سینمای ایران در پهنه جهانی شدند،تشکر کنم از صمیم قلب امیدوارم در سال جدید شاهد موفقیت های بیشتر و بزرگتر سینمای نوین ایران باشیم.
پیام محمدرضا گلزار به على دایى
على دایى عزیز،سرمربى محترم تیم ملى فوتبال ایران نشاط و شادابى لازمه ى یک تیم است تیم ملى فوتبال ما با درایت شما قادر به فتح قله هاى افتخار و راه یابى به جام جهانى است این مهم را پیشاپیش تبریک مى گویم.
یادداشت محمدرضاگلزار برای هادی ساعی به مناسبت کسب مدال درالمپیک پکن:
به پهلوان میهنم:
هادی عزیز،در شرایطی که رقیبان با انگیزه و امکانات فراوان،سال ها را درمی نوردند تا تو را از سکوی برترین های جهان به زیر کشند،این دومین مدال طــلای المپیک توست که نـثار مــردم می گـردد و آبروی ایران ما در سطح جهان می شود در این شرایط کیست که نـداند سه دوره حضور تو بر سکوهای سخت و مرتفع المپیک یعنی چه بیش از آن که بخواهم به خاطـر کسـب یک مدال دیگر به تو تبریک بگویم اتفاقی که تو را برای آنها که تو را می شـناسند،به هیچ وجه دور از انتظار نبود تحسین گر شور و فروغی هستـم که انگار قرار نیست به این زودی ها سـرد شود و آرام بگیرد تلاش تو امید ماست.
یادداشت محمدرضا گلزار در سوگ کودکان غزه:
گلوله آتش و برف امید
از آسمان آتش می بارد و من به کودکان و نوجوانان فلسطینی فکر می کنم که در چنین اوضاع و احوالی، از ته دل آرزو می کردند که کاش در حال و هوا و شرایط بهتری قرار داشتند در شرایطی که کودکان دیگری در سایر نقاط جهان، پای درخت های چراغانی شده کریسمس، انتظار هدیه بابانوئل را می کشند؛ کودکان غزه به کدامین گناه، براده های فلزی را که از آن سوی ابرها به سمتشان روانه شده است، انتظار می کشند؟ آنها به جز پوست نازک و لطیف و معصوم شان، هیچ جان پناه دیگری برای مقابله با این براده های داغ ندارند کاش آن جهان پر از امید و مهر و آرامش هر چه زودتر فرا برسد.
فقط به عشق مادرم
شمارش معکوس آغاز شده بود متولد شدم و چشمانم تصویر آسمان و زمین را لمس کرد ولی هنوز نمیتوانستم به روی دو پایم بایستم دستم را گرفت با عشق،ایستادن را برایم مشق کرد ترس زمین خوردن وجودم را می لرزاند زمین خوردم دستم را گرفت،اما کمکم نکرد زمزمه ای شنیدم که باید دوباره ایستاد و ادامه داد،اما نه با کمک دیگران آنقدر زمین خوردم تا بالاخره یاد گرفتم که می شود به روی دو پا هم راه رفت همان زمان بود که دستم را محکم گرفت و گفت : رضای من ، راه رفتن در مسیر درست،مهم تر از روی دو پا ایستادن است و امروز به عشق او عشقم راه رفتن در مسیر درست است نه فقط راه رفتن به توهم زنده بودن پاک ترین محبت ها را در چشمان تو دیدم و بس مادرم روزت مبارک،احترامت همیشه سرلوحه زندگیم است.
محمدرضا گلزار در برنامه نوروز تو همین کوچه همین شهر این متن از ویکتور هوگو را خواند:
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست تنهائیت کوتاه باشد و پس از تنهائیت نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار برخی نادوست و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد و چون زندگی بدین گونه است برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی نه کم و نه زیاد درست به اندازه تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خودت غره نشوی و نیز آرزومندم مفید فایده باشی نه خیلی غیرضروری تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگه دارد هم چنین برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند چون این کار ساده ای است بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل رسیده نشوی و اگر رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی و اگر پیری تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را داردو لازم است بگذاریم در ما جریان یابند بعلاوه آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی برای اینکه سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی این مال من است فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگریست و در پایان اگر مرد باشی آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی،شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید یا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیا آغازید.
- عکس محمدرضا گلزار
- عکس گلزار در تورنتو
- عکس گلزار با دوستان
- گلزار با طرفداران
- محمدرضا گلزار
-
عکس اویسا و برسام
-
عکس اویسا و برسام
تیزر شش نفر زیر بارون (لینک غیر مستقیم)
کلیپ پشت صحنه فیلم شش نفر زیر بارون (لینک غیر مستقیم)
یه تیکه از شیش نفر زیر بارون که گلزار توش بغض کرده
برای دانلود تیزر ۱ فیلم در امتداد شهر (۶ نفر زیر بارون) اینجا کلیک کنید. (لینک غیر مستقیم)
برای دانلود تیزر ۲ در امتداد شهر (۶ نفر زیر بارون) اینجا کلیک کنید. (لینک غیر مستقیم)
برای دانلود تیزر ۳ در امتداد شهر (۶ نفر زیر بارون) اینجا کلیک کنید. (لینک غیر مستقیم)
کلیپ پشت صحنه فیلم شیش و بش (لینک غیر مستقیم)
کلیپ شیش و بش برای دانلود از لینک مستقیم ( لینک غیر مستقیم)
پشت صحنه آتش بس:
عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار


عکس های محمدرضا گلزار





عکس های محمدرضا گلزار


عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس های محمدرضا گلزار در فیلم آتش بس



عکس های محمدرضا گلزار در فیلم آتش بس




عکس های محمدرضا گلزار در فیلم آتش بس






عکس های محمدرضا گلزار در فیلم آتش بس








عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس های محمدرضا گلزار



عکس های محمدرضا گلزار



عکس های محمدرضا گلزار


عکس های محمدرضا گلزار






عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
بیوگرافی محمدرضا گلزار:
نام اصلی: محمدرضا
نام خانوادگی اصلی: گلزار
سمت (در بخش های): بازیگران،
تاریخ تولد: 1354
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
مدرک تحصیلی: لیسانس مکانیک
بیوگرافی
قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای بوتیک و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز کرد.
شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم بوتیک نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...
عکس های محمدرضا گلزار 


عکس های محمدرضا گلزار 




عکس های محمدرضا گلزار 










عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
عکس هایی از کودکی و نوجوانی گلزار


عکس های محمدرضا گلزار

عکس هایی از کودکی و نوجوانی گلزار

عکس های محمدرضا گلزار

عکس محمدرضا گلزار
مرتضی شایسته تهیه کننده شیش و بش در گفتگو با کافه سینما اعلام کرد فیلمش را برای حضور در جشنواره فجر ارایه داده. شیش و بش با نام اولیه ساندویچ سرد یک کمدی موقعیت است که براساس فیلمنامهای از محمدرضا گلزار و بازنویسی پیمان قاسمخانی و خشایار الوند نخستین فیلم سینمایی بهمن گودرزی است.
عوامل این فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حسن کریمی، طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، طراح چهرپردازی: ایمان امیدواری، صدابردار: بابک اردلان، مدیر تولید: مجید امانیزاده، برنامهریز: ماهان دریایی، دستیار اول کارگردان: مهدی قپانی، عکاس: امیر عابدی، مدیر روابط عمومی: محسن سلیمانی فاخر، تهیهکننده: مرتضی شایسته.
فیلم سینمایی "در امتداد شهر" به کارگردانی علی عطشانی شش ماه دوم امسال در گروه سینمایی قدس اکران عمومی میشود به گزارش مهر، این فیلم که پخش آن برعهده هدایت فیلم است در گروه سینمایی قدس بعد از فیلم "پرتقال خونی" سیروس الوند به روی پرده می رود محمدرضا گلزار، آنا نعمتی، آتیلا پسیانی، امیرحسین آرمان، رضا رشیدپور، فرزاد حسنی، سارا خوئینی ها، حسین سلیمانی و با حضور نیکی کریمی، مهران رجبی، محمدرضا داوود نژاد، خاطره حاتمی، مائده طهماسبی، امیر حسین مدرس، محمد عمرانی و با هنرمندی گوهر خیراندیش، حمیدرضا آذرنگ، شمسی فضل الهی، مجید شهریاری با معرفی مسعود پاکدل و با حضور افتخاری فرمان فتحعلیان از بازیگران "در امتداد شهر هستند در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در پی سرقت از یک جواهرفروشی ، "محمدرضا گلزار" ستاره سینما گروگان گرفته می شود و...










































































































































































































































































































































































![] ]](http://mrgolzar4.ir/files/2011/02/b-2-100x100.jpg)

















































![Avisa[1]. Avisa[1].](http://mrgolzar4.ir/files/2011/08/Avisa1.-100x100.jpg)









































































































































